![]() |
![]() |
|
| ديوار دست چپ من |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 مرداد1385ساعت توسط چپ دست |
|
|
زمين عاشقانه از درد سخن گفت
انگار با درد در فاصله ای از زمان، شايد سکوتی از هزار هزار لحظه فرياد، گره می خورد که چونين کوهها برخاستند، آب در آيينه هستی از آسمان غزلی تازه سرود و ابرها نوشتند درد را با خامه نيلی در قهقرای دلشان، با باد رفتند و يکروز گريستند، سايه ای ماندند، تا حايلی باشند نور را، که بگويند از او... حتما جايی هم هست که زمين خدا تمام شود! از درد، که بيايی، که ببينی پيش چشمانت روی زمين خدا خاک مانده ام، می خواهم فرياد برآرم، بپيچم با تو در نفست دربوی تنت در گيسوانت، می خواهم در خيسی چشمانت زمزمه نور را با نرمی لبهایم جاودانه نگارم، می خواهم وضو سازم و اينبار بر بلندای نگاهت خدا را به تماشا بنشينم، سر بر زمين آرم و با تو نماز بگذارم... نمی دانستم که خدا هم پر درد است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 مرداد1385ساعت توسط چپ دست |
|
|
چشمام باز نمی شه... بگم خدا تو رو چیکارت کنه آخه؟... دیشب نذاشتی من بخوابم فکر کن تو اوج خواب دیدن باشی یه پشه وز وززززو در گوش ات هی وز و وز کنه علت این امر چیه ؟ الف)اومده خوابتو بدوزده(خواهش می کنم امشب را نه !) ب)اومده نیشت بزنه (ای بلا ...بیا تا بهت بگم !!!) ج)معلول اصلا پشه نبوده(دروووووووغ می گی؟واقعا!!! ) د)همه موارد(غیر ممکنه!!!!)
وقتی به روزگاری که می گذره نگاه کنی می بینی همه دوست دارند مثل یه پشه فقط یه پشه که به چشم نمی یاد اذیت کنند - نیشت بزنند ولی باید دید مثبت داشت همه دوست تو هستند فرزندم نکته : مثبت اندیشی یعنی وقتی پرنده ای روی سرت مدفوع کرد خوشحال باشی که گاو پرواز نمی کنه !!! اینم یه مدله دیگه.... حالا می شه یه کاری کنی دیگه پشه ای نباشه ... د ست خودمه پاشو برو ببینم چیکار می کنی یا علی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 مرداد1385ساعت توسط چپ دست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
تو و من شدیم = یکی
حالا یه چپ دستی هستیم با یه زندگی جدید :) |
| پیوندهای روزانه |
|
مینیاتورهای ایرانی مجله زنان عکاسی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|